عبد الحي حبيبى

527

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بلخ و جوزجان چهار صد هزار درهم گرفت « 1 » . 4 / در سنه 32 ه ابن عامر از فرمانرواى هرات يك مليون درهم حق صلح گرفت . « 2 » 5 / در عصر امويان فاتحان عربى از رتبيل پادشاه زابلستان بارها باژ نقدى گرفته‌اند كه ما شرح اين باژهاى حق الصلح را در فصل نخستين اين كتاب در مواقع آن به تفصيل داديم . و ازين برمىآيد ، كه مردم افغانستان در مدت يك قرن به دادن پول نقد آزادى خويش را در مقابل حمله‌هاى عرب حفظ ميكردند . ديوان خراج : كلمه ديوان را در سازمان ادارى عرب از پهلوى گرفتند ، و در دورهء ساسانيان نظم و نسق حكومت مركزى بوسيلهء چند دفتر شدى كه هر يكى را در پهلوى ديوان گفتندى . « 3 » بقول ابن خلدون چون كلمهء ديوان را عربها گرفتند ، در آغاز كار ، بر مجموعه‌هاى ثبت حساب درامد و برامد اطلاق كردند ، ولى پسانتر جايى را كه كارداران ماليات در ان مىنشستند ديوان گفتند ، و در آخر تمام مراكز كارداران دولتى بنام ديوان ناميده شد ، « 4 » چنانچه در عصر امويان يك ديوان بنام خراج و ديگر ديوان اراضى بيت المال موجود بود ، و عباسيان نيز ديوان خراج و يك ديوان ديگر براى حساب اخراجات داشتند . « 5 » اما كلمهء خراج را اعراب از خراگ پهلوى گرفته‌اند ، كه درين زبان هم از آرامى وارد شده بود ، و معنى آن ماليات زمينى باشد . در عصر مقارن ظهور اسلام آمر بزرگ ماليات را و استر يوشان سالار ميگفتند ، كه گويا وزير ماليه و زراعت و صنعت و تجارت بود ، و آمر هر ديوان مالى را آمار كار ( محاسب اعلى ) گفتندى ، كه كاردار بزرگ مالى هر ولايت شهر پو آمار كار ناميده مىشد ، و صاحب بيت المال هم گنزور بود . « 6 »

--> ( 1 ) - طبرى 3 / 355 ( 2 ) - فتوح 501 ( 3 ) - كريستن سين در ساسانيان 525 ( 4 ) - مقدمه ابن خلدون 16 ( 5 ) - تاريخ تمدن شرق در زمان خلفاء 1 / 174 ببعد ( 6 ) - ساسانيان 158